گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی

به دو عالم ندهم ذوق تماشای کسی

از خدا می طلبم عمر درازی چون زلف

که کنم مو به مو سیر سراپای کسی

تیغ از جوهر خود سلسله جنبان دارد

نیست ابروی ترا چشم به ایمان کسی

آن که در خلوت آیینه ندارد آرام

چه خیال است شود انجمن آرای کسی؟

بخت سبزی ز خدا همچو حنا می خواهم

که بمالم رخ پر خون به کف پای کسی

چشم دارم که مرا از دو جهان طاق کند

طاق مردانه ابروی دلارای کسی

خار در پیرهنم جلوه یوسف دارد

تا شدم بی خبر از ذوق تماشای کسی

خاک دریا شده از موجه آغوش امید

تا کجا جلوه کند قامت رعنای کسی

من که از تلخی دشنام شوم شادی مرگ

چه توقع کنم از لعل شکرخای کسی؟

جای رحم است بر آن قطره شبنم صائب

که نظر آب نداد از رخ زیبای کسی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام