گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۹۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بندگی کردن پسندیده است با آزادگی

سرو را خط امان شد از خزان استادگی

صد بهار تازه رو را سرو شد شمع مزار

می کشد از چشمه سار خضر آب آزادگی

می شود هر کس به مقدار تواضع سربلند

قطره ناچیز گردد گوهر از افتادگی

ساده لوحان بهره ور گردند از نقش مراد

می شود آیینه گلزار، آب از سادگی

هر چه در میزان بینش از گرانقدران بود

از سبک سنگان بود در پله افتادگی

رد نمی گردد دعای پاک دامانان که اشک

قرة العین اجابت شد ز مردم زادگی

بس که ننشستم ز پا از بی قراری های شوق

بر مجنون را برون آوردم از بی جادگی

من که صد میخانه می کردم به مخموران سبیل

می مکم اکنون لب پیمانه از بی بادگی

صحبت روشن ضمیران زنگ از دل می برد

آب در گوهر نگردد سبز از استادگی

ساده کن صائب دل خود را ز هر نقشی که صبح

می کشد خورشید تابان را به بر از سادگی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام