گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به دور کاکل و زلف تو سنبلستان ها

شده است خواب پریشان به چشم بستان ها

چنان به فکر تو صاحبدلان فرو رفتند

که غنچه ای نشود باز در گلستان ها

ز شرم روی تو شمع و چراغ ها یکسر

نفس گداخته رفتند از شبستان ها

تبسم تو که تلخ است کام عاشق ازو

نهفته در دل هر مور، شکرستان ها

ستم مکن به ضعیفان که شد تبسم برق

بدل به ناله جانسوز در نیستان ها

چنان ز گرگ هوس خاطرم گزیده شده است

که چشم بسته کنم سیر یوسفستان ها

در آن حریم که روی تو بی نقاب شود

به داغ شمع سیاهی شود شبستان ها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام