گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از شراب لعل تا رخسار را افروختی

هر که را بود آرزوی خام در دل سوختی

دخل بی اندازه را ناچار خرجی لازم است

روی دل بنما به قدر آنچه دل اندوختی

در دل فولاد جوهر موی آتشدیده شد

تا ز عارض خانه آیینه را افروختی

آن که عمرش صرف شد در دلبری آموختن

کاش دلداری هم از ما اندکی آموختی

بی پر و بالی پر و بالی است در راه طلب

می شود روشن چراغت چون نفس را سوختی

قسمت خاک است هر دخلی که بیش از خرج شد

من گرفتم همچو قارون گنجها اندوختی

یک دل سنگین نگردید از دم گرم تو نرم

در سخن هر چند صائب بیش خود را سوختی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام