گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۳۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای خطت رهنمای سوختگان

لب لعلت دوای سوختگان

خواب مخمل شود ز همواری

خار در زیر پای سوختگان

می کند آب تلخ، کار گلاب

در مقام رضای سوختگان

دل آیینه را دهد پرداز

چهره با صفای سوختگان

مژه آفتاب می سوزد

از فروغ لقای سوختگان

کاه را می کند ز دانه جدا

رخ چون کهربای سوختگان

نقش امید می زند بر پای (کذا)

موجه بوریای سوختگان

برنگردد ز آستان اثر

دست خالی، دعای سوختگان

خال رخساره قبول بود

طاعت بی ریای سوختگان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام