گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نازکترست از رگ جان گفتگوی من

باریک شد محیط چو آمد به جوی من

گردون سفله لقمه روزی حساب کرد

هر گریه ای که گشت گره در گلوی من

چون موج شد کشاکش حرصم زیادتر

چندان که چرخ بیش شکست آرزوی من

از دامن صدف چه غبار از دلم رود؟

دریا نبرد گرد یتیمی ز روی من

شیری که خورده بودم در عهد کودکی

کرد از فشار چرخ سفیدی ز موی من

صائب در آن محیط که موجش فلاخن است

از آب چون درست برآید سبوی من؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام