گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مروت نیست گل از بوستان پیش از سحر چیدن

بساط خرمی و عیش را ناچیده برچیدن

ز روی گلرخان قانع ز گل چیدن به دیدن شو

که گردد خارخار حرص بیش از بیشتر چیدن

اگر از دردمندی ها شوی باریک، بی زحمت

گل بی خار چون رگ می توان از نیشتر چیدن

زمین گیر وطن قدر سبکباری نمی داند

ز بی برگ و نوایی می توان گل در سفر چیدن

چه خونها می کند در دل خس و خار علایق را

ز گلزار جهان دامان خود چون سرو برچیدن

مکش با گریه مستانه در پرداز دل زحمت

که بیکارست خار و خس ز راه سیل برچیدن

مجو صبر از دل دیوانه در هنگامه طفلان

که تلخی دیده دست و پا کند گم در ثمر چیدن

ز حیرانی مسخر کرد شبنم گلعذاران را

به دست بسته اینجا می توان گل بیشتر چیدن

ز غفلت پهن کردم در ره سیل فنا صائب

بساطی را که می بایست ناافکنده بر چیدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام