گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون

گوهر ما سفته از گنجینه می آید برون

ناز او با من بود از دیده حیران که حسن

سر گران از خانه آیینه می آید برون

کنج عزلت را غنیمت دان که می ریزد ز هم

مشک تا از خرقه پشمینه می آید برون

در نمی گیرد فسون در مار چون شد اژدها

مشکل از دل کینه دیرینه می آید برون

صائب از دل می رود بیرون خیال خط او

ریشه جوهر گر از آیینه می آید برون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام