گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۴۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن

با نواسنجان قدسی همنفس خواهد شدن

پرتو خورشید را زنجیر کردن مشکل است

از همان راهی که آمد بازپس خواهد شدن

چون گل این هنگامه خوبی که بر خود چیده ای

از خزان زیر و زبر در یک نفس خواهد شدن

از فغان دردمندان بیضه فولاد تو

عاقبت پر رخنه مانند جرس خواهد شدن

تیغ بی رحمی خط سبز از میان خواهد کشید

روزگار دار و گیر زلف بس خواهد شدن

این لب شیرین که می داری دریغ از طوطیان

روزی موران و پامال مگس خواهد شدن

این گل رویی که می گردد ز شبنم داغدار

زخمی تیغ زبان خار و خس خواهد شدن

زهر در پیمانه لعل تو خواهد کرد خط

چشم بدمستت گرفتار عسس خواهد شدن

همچو بار طرح، آخر ساعد سیمین تو

بار دوش و گردن اهل هوس خواهد شدن

آن لب میگون که آب خضر از وی می چکد

ناگوارا چون شراب نیمرس خواهد شدن

در خزان ناامیدی ها دل سنگین تو

بر مراد صائب آتش نفس خواهد شدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام