گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مستانه سر شیشه می باز گشودیم

دیگر در صد میکده راز گشودیم

هر بند طلسمی که در آن زلف درازست

چون شانه به سرپنجه اعجاز گشودیم

بی ظرفی ما باعث رسوایی ما شد

تا راه سخن بر لب غماز گشودیم

بر سینه ما ناخن شهباز فرو ریخت

تا بال به خمیازه پرواز گشودیم

صائب قلم ما نشود چون علم فتح؟

ما مهر نهانخانه اعجاز گشودیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام