گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۰۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیش از گل رخسار تو افروخته بودم

چون لاله به داغ تو جگر سوخته بودم

شد مشت شراری و مرا در جگرافتاد

چون غنچه اگر خرده ای اندوخته بودم

چون شمع درین انجمن از ساده دلیها

رفتم که نفس راست کنم، سوخته بودم

بی برگ نمی کرد مرا سردی ایام

گر زان که به کنج قفس آموخته بودم

تا صبحدم از خرمن من دود برآورد

شمعی که به راه تو برافروخته بودم

از من خبر خوبی این باغ مپرسید

چون لاله گرفتار دل سوخته بودم

شد سوخته از گرمروی منزل اول

هر توشه که بهر سفر اندوخته بودم

چون لاله ازو داغ جگر سوز به من ماند

شمعی که به صد خون دل افروخته بودم

بر آتش من حیرت رخسار تو زد آب

ورنه ز پریشان نظری سوخته بودم

شد پرده بیگانگی از جان مجرد

هر پاره که بر خرقه تن دوخته بودم

صائب جگرم داغ شد از ناله بلبل

هر چند درین کار نفس سوخته بودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام