گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۸۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم

به که پیمانه خود از سر منصور کنیم

ما که از پرتو مهتاب نظر می بازیم

به چه طاقت هوس انجمن طور کنیم

ما چو نرگس به تن خویش نظر باخته ایم

به چه رو چشم به رخساره منظور کنیم

نمکی نیست درین عالم پرشور، مگر

از نمکدان قیامت دهنی شور کنیم

بروی ای برق سبکسیر که در خرمن ما

دانه ای نیست که قفل دهن مور کنیم

عارفان غوره خود را می گلگون کردند

ما بر آنیم که صهبای خود انگور کنیم

جاده روشن شمشیر بود دست بدست

صائب از مرگ چرا منزل خود دور کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام