گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما

چه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟

علم لشکر ما از سر جان خاستن است

زهره کیست که گردد طرف لشکر ما؟

شمع یک مصرع برجسته ز مجموعه ماست

بال پروانه بود یک ورق از دفتر ما

دانه سوخته، از ابر نمی گردد سبز

چه خیال است که مسعود شود اختر ما؟

بس که در جستن آن سرو روان بال زدیم

نقش، چون گرد فرو ریخت ز بال و پر ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام