گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چند بر کوردلان جلوه دهم معنی را؟

پیش دجال کشم مایده عیسی را

در دیاری که ز ارباب تمیزست ز کام

غنچه آن به که کند مهر، لب دعوی را

سوزنی گر نکشد سرمه بینش در چشم

نتوان عیب نمودن نفس عیسی را

خصم انگشت چرا بر سخن من ننهد؟

بر سر چوب بود حس بصر، اعمی را

هر که با خود دو گواه از رگ گردن دارد

می برد پیش، دو صد دعوی بی معنی را

نتوان بر سخن روشن من پرده کشید

چه غم از موجه نیل است کف موسی را؟

صائب از تیرگی بخت سخن شکوه مکن

کز سیه خانه گزیری نبود لیلی را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام