گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم

نیم نگهت که از گل در پریشانی جدا گردم

همین امید بر گرد جهان سرگشته ام دارد

که او برگرد دل من گرد آن ناآشنا گردم

اگر چه از جگرداری برآتش می توانم زد

ندارم زهره تا برگرد آن گلگون قبا گردم

دری نگشود بر روی چو مهر از دربدر گشتن

مگر یک چند گرد خویشتن چون آسیا گردم

اگر شمشیر بارد بر سرم در دل نمی گیرم

نیم آیینه کز اندک غباری بی صفا گردم

وفا دین من و مهربتان آیین من باشد

رخم از قبله برگردد گر از مهر و وفا گردم

چنان با بیوفایان صائب آن بدمهر می جوشد

که با این مهر نزدیک است من هم بیوفا گردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام