گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردم

تماشای فروغ گوهر نایاب خود کردم

چه سازد با دل دریا کش من تلخی عالم

مکرر بحر را در کاسه گرداب خود کردم

ندارد خواب عاشق ورنه من افسانه عالم

به کار چشم بیدار و دل بیخواب خود کردم

از آن است تاج شاهان پایتخت اعتبار من

که از دریا قناعت چون گهر با آب خود کردم

ز خواب مرگ چون نبود مرا امید بیداری

که من در روزگار زندگانی خواب خود کردم

خودی پیچیده بود از قبله حق روی من صائب

نمازم رد نشد تا پشت بر محراب خود کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام