گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۹۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم

دست امیدی به دامان توکل می زنم

چند پاداش تنزل سرگرانی واکشم

بعد ازین من هم تغافل بر تغافل می زنم

در خور پروانه من نیست سوز هر چراغ

خویش را بر شعله آواز بلبل می زنم

چون ندارم دسترس بر طره طرار او

درگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم

سوختم از غصه صائب، بعد از ین چون بیغمان

می کشم جام شراب و خنده بر گل می زنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام