گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا

صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا

حلقه کعبه ازو نعل در آتش دارد

آن که سرگشته تر از ریگ روان کرد مرا

خانه بر دوش تر از ابر بهاران بودم

لنگر درد تو چون کوه گران کرد مرا

بسته بودم نظر از هر چه درین عالم هست

چشم عاشق نگه او نگران کرد مرا

گل روی سبد فصل بهاران بودم

آه بی برگ تر از نخل خزان کرد مرا

دو زبانی چو الف در دل من راه نداشت

غمزه موی شکافت دو زبان کرد مرا

من نه آنم که گران بر دل موری باشم

ناز در چشم تو چون خواب، گران کرد مرا

دل صد پاره و لخت جگر و دانه اشک

فارغ از نعمت الوان جهان کرد مرا

صائب افسردگی توبه درین فصل بهار

سرد هنگامه تر از فصل خزان کرد مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام