گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ندامت بود بار مطلوب خشک

مپیوند زنهار با چوب خشک

به نخل ثمردار پیوند کن

مده دل چو قمری به محبوب خشک

مزن با خط سبز چین بر جبین

که سوهان روح است مکتوب خشک

مگر بوی یوسف به کنعان گذشت؟

که چون سرو شد تازه یعقوب خشک

به اهل خرابات مفروش زهد

که آتش فتد زود در چوب خشک

بود زاهد ژاژخا را کلام

چو گردی که خیزد ز جاروب خشک

ز آیینه سیراب نتوان شدن

گذشتیم صائب ز مطلوب خشک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام