گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش

چیندچو سرو دامن همت ز خاک خویش

هرکس نداشت زنده شبی رابرای دوست

درزندگی نبرد چراغی به خاک خویش

ازدشمن غیور تنزل نمی کنم

در دیده سپهر زنم مشت خاک خویش

جرأت به تیزدستی من فخر می کند

ازکوهکن دلیر ترم در هلاک خویش

آن زلف همچو دام، که عمرش دراز باد

هرگز نکرد یاد اسیران خاک خویش

عاشق چرا امید نبندد به عشق پاک؟

شبنم عزیز باغ شد از چشم پاک خویش

صائب نیم ز تنگی دل غنچه سان ملول

چون گل شکفته ام ز دل چاک چاک خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام