گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۳۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش

زمین پاک طلب کن برای دانه خویش

زبان خویش به دیوار تا توان مالید

قدم برون مگذار از درون خانه خویش

گناه زشتی خود را بر آبگینه منه

مکن چو تنگدلان شکوه از زمانه خویش

دل خراب ز خاک مراد کمتر نیست

بخواه حاجت خود را ز آستانه خویش

درین دو هفته که گل میهمان این چمن است

مباش درپی تعمیر آشیانه خویش

چو زلف ماتمیان در هم است کارجهان

ازین بلای سیه دور دار شانه خویش

کمند گوهر مقصود رشته اشک است

مکن چو شمع قضا گریه شبانه خویش

به نیم جو نخرد خرمن فلک صائب

ز عقده دل خود هر که ساخت دانه خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام