گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دست شستن ز بقا آب حیات است ترا

خط کشیدن به جهان خط نجات است ترا

برگ از خویش بیفشان، ز ثمر دست بشوی

ای که چون بید تمنای نبات است ترا

در جوانی به طواف حرم کعبه شدن

شحنه باقی ایام حیات است ترا

گر چه از خوشه پروین گذرد خرمن تو

همچنان از دگران چشم زکات است ترا

تا به منزل نرسی، بر تو نگردد روشن

برکت ها که نهان در حرکات است ترا

لنگر از قافله ریگ روان می جویی

ای که از زندگی امید ثبات است ترا

از ره یک جهتی روی مگردان صائب

اگر امید رهایی ز جهات است ترا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام