گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آرزو چند به هر سوی کشاند ما را؟

این سگ هرزه مرس چند دواند ما را؟

نخل ما را ثمری نیست به جز گرد ملال

طعمه خاک شود هر که فشاند ما را

ما که در هر بن مو کوه گرانی داریم

هیچ سیلاب به دریا نرساند ما را

بر سر دانه ما سایه ابری نفتاد

زور غیرت مگر از خاک دماند ما را

نامه ماست نهانخانه اسرار ازل

ظلم بر خویش کند هر که نخواند ما را

در نهال قد این جلوه فروشان مجاز

جلوه ای نیست که بر خاک کشاند ما را

عشق ما را ز دل و دین و خرد دور انداخت

تا به آن قافله دیگر که رساند ما را؟

نشد از ناخن تدبیر گشادی صائب

تا که زین عقده مشکل برهاند ما را؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام