گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قد ترا سرواعتدال ندارد

این خم وچم ابروی هلال ندارد

رتبه درویش را به شاه چه نسبت

دولت آزادگی زوال ندارد

هیچ دلی نیست بی غبار کدورت

روی زمین چشمه زلال ندارد

در سر این چارسو که سنگ عقیق است

گوهر ما قیمت سفال ندارد

شبنم من از رخ زوال چکیده است

طاقت خورشیدبی زوال ندارد

راستی قول سروگلشن جان است

حیف که باغ تو این نهال ندارد

صائب پشمینه پوش را که شناسد

مهر طلا بر قبای آل ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام