گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۵۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صبح ازل این طرف بنا گوش ندارد

شام ابد این زلف سیه پوش ندارد

در پله بینایی آشوب شناسان

دریا خطر سینه پر جوش ندارد

از خامشی من جگرخصم دو نیم است

شمشیر شکوه لب خاموش ندارد

بردار کلاه نمدی از سر بی مغز

کاین خوان تهی حاجت سر پوش ندارد

ای شمع ز پیراهن فانوس برون آی

پروانه ما جرات آغوش ندارد

صائب چه عجب گر سخن از لاف نگوید

می پخته چو گردید سر جوش ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام