گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۸۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در شوره زار دانه اگر سبز می شود

از چرخ بخت اهل هنر سبز می شود

روزی که برف سرخ ببارد ز آسمان

بخت سیاه اهل هنر سبز می شود

گر از بهار سبز شود تخم سوخته

دل هم به سعی دیده ترسبز می شود

نشو ونما ز زخم زبان است عشق را

اینجا نهال از آب تبر سبز می شود

از بخت تیرگی عرق سعی می برد

مژگان اگر ز دیده تر سبز می شود

گر آب چشم دام کند سبز دانه را

تخم امید اهل نظر سبز می شود

از دل درین جهان طمع خرمی مدار

کاین دانه در زمین نظر سبز می شود

دلهای آرمیده ز زنگار ایمن است

کی از ستادن آب گهر سبز می شود

در سنگدل اثر نکند شعر آبدار

از ابر اگر چه کوه وکمر سبز می شود

تخم امید، سبز درین روزگار خشک

گر می شود به خون جگر سبز می شود

آلوده ام چنان که اگر خار خشک مغز

چسبد مرا به دامن تر، سبز می شود

خط دیر می دمد ز لب او، چنین بود

هر سبزه ای کز آب گهر سبز می شود

پیران هم از خضاب برومند می شود

برگ خزان رسیده اگر سبز می شود

شیرین نشد ز بخت سیه عیش تلخ من

در خاک هند اگر چه شکر سبز می شود

کی خون خوردزسبزی اگرسفره اش تهی است

آن را که نان ز دیده تر سبز می شود

دل چو سیاه گشت بشو از امید دست

تا ریشه خشک نیست شجر سبز می شود

این است اگر تغافل بیجای جوهری

از ایستادن آب گهرسبز می شود

صائب ز اشک تلخ، پر وبال طوطیان

از اشتیاق تنگ شکر سبز می شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام