گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۴۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آزاده چون مسیح بر افلاک می رود

این منزل از کسی است که چالاک می رود

بیدرد را چو مار گزد سایه کمند

عاشق به چشم حلقه فتراک می رود

در مشرب پیاله کشان نیست سرکشی

بر هر طرف که می کشیش تاک می رود

بخت سیاه صیقل ارباب بینش است

از سیر گلخن آینه ها پاک می رود

راه ستمگران ز خس و خار پاک نسیت

آتش همیشه بر سر خاشاک می رود

ما را نظر یه جامه و دستار پاک نیست

اینجا سخن ز چشم ودل پاک می رود

بی پرده گردد آن که درد پرده کسان

نباش بی کفن به ته خاک می رود

صائب به خنده هر که درین باغ لب گشود

چون گل به خاک با دل صد چاک می رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام