گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با طفل آنچه جنبش گهواره می کند

بیطاقتی به این دل آواره می کند

ای عشق غافلی که جدا از حضور تو

آسودگی چه بامن بیچاره می کند

از زخم خار نیست غمی تازه روی را

گل نوشخند با دل صد پاره می کند

دل ساده کن ز نقش که نظاره کتاب

خاک سیه به کاسه نظاره می کند

آرام زیر چرخ مجو کاین طمع ترا

از شهربند عافیت آواره می کند

دندانه گشت ودردل سخت تو ره نیافت

آهی که رخنه در جگر خاره می کند

سیر شرر به سوخته صائب نکرده است

با مردم آنچه گردش سیاره می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام