گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۴۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند

بالین و بستر از گل بی خار کرده اند

از سایه اش سپهر زمین گیر می شود

کوه غمی که بر دل من بار کرده اند

جمعی که چون حباب هوای جوی گشته اند

خود را به هیچ وپوچ گرفتار کرده اند

دامن فشان چو موج ز کوثر گذر کند

آن دیده را که تشنه دیدار کرده اند

با خواب امن صلح فقیران دوربین

از دار وگیر دولت بیدار کرده اند

یکسان به خوب وزشت جهان می کند نظر

آن راکه همچو آینه هموارکرده اند

بسیار غافلان خود آرا بسان شمع

سر در سر علاقه زر تار کرده اند

چون گل فریب خنده شادی نمی خورند

آنان که دل ز گریه سبکبار کرده اند

مگشا به خنده لب که نهال ترا چو شمع

سبز از برای گریه بسیار کرده اند

جمعی که بسته اند نظر صائب از جهان

از خارزار روی به گلزار کرده اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام