گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۸۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد

از بوی عود فیض به مجمرن می رسد

دلبر چنان خوش است که دل را کند کباب

آتش به داد عشق سمندرن می رسد

تا شمع در سرای حضور تو محرم است

از غیب روشنایی دیگ نمی رسد

حسن از نیازمندی عشاق فارغ است

تلخی ز عیش مور به شکر نمی رسد

جمعیت حواس بود مال اهل فقر

این منزلت به هیچ توانگر نمی رسد

صائب وصال خضر به بخت است واتفاق

آواره هر که گشت به رهبر نمی رسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام