گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل آب گشت وتربیت دانه ای نکرد

این شمع مرد و گریه مستانه ای نکرد

هرگز چو زلف ماتمیان دست روزگار

سررشته امید مرا شانه ای نکرد

سالک به تازیانه شوق از جهان گذشت

این سیل التفات به ویرانه ای نکرد

با دل گذار کار زبان را که در مصاف

صد تیغ کار حمله مردانه ای است

فانوس چون کفن نشود بر فروغ شمع

هرگز رعایت دل پروانه ای نکرد

هرچند لاله چشم وچراغ بهار بود

عمرش وفا به خوردن پیمانه ای نکرد

در موسم چنین دل نادردمندما

صائب هوای گوشه میخانه ای نکرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام