گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خرد به زور می ناب برنمی آید

کتان ز عهده مهتاب برنمی آید

درازدستی سنگ خطر اگر این است

سبوی هیچ کس از آب برنمی آید

دل غیور مرا شکوه اختیاری نیست

دهان زخم به خوناب بر نمی آید

در آن زمین که شهیدی به خون نغلطیده است

بهار لاله سیراب برنمی آید

اگر به آینه آفتاب سنگ خورد

ز چشم سخت فلک آب برنمی آید

ز شور ناله صائب ز خواب مخمل جست

هنوز چشم تو از خواب برنمی آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام