گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۴۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سخن طراز چرا مهر برزبان نکند

نمی شودکه قلم از سخن زیان نکند

سفر به از سفر بیخودی نمی باشد

به مصرهر که ز کنعان رودزیان نکند

کسی که در خم زلفی سبی بسر نبرد

چوصبح از ته دل خنده بر جهان نکند

برای تیر حوادث نشانه می خواهد

مرا سپهر عبث مشت استخوان نکند

کناره گرد دیار محبت است آن کس

که در میان بلا یاد دوستان نکند

خراب همت آن رند خانه پردازم

که بهر ملک زمین روبه آسمان نکند

ز خون صید جهان لاله زار می بیند

دو چشم شوخ توچون تکیه بر کمان نکند

به گوش غنچه ندانم چه گفته ای صائب

که هیچ گوش نصیحت به باغبان نکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام