گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۸۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خط تو سلسله خود به مشک ناب رساند

کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند

چگونه شمع تجلی ز رشک نگدازد

رخ تو خانه آیینه را به آب رساند

هلاک فیض سبکروحیم که از گلشن

به یک نفس سر شبنم به آفتاب رساند

هزار کاسه پراز خون نوح بخت ضعیف

پی گذشتن من زورق حباب رساند

بلندگشت زهر گوشه هایهوی سپند

دگر که دست به آن گوشه نقاب رساند

همان به چشم تو از ذره کم عیارتریم

اگر چه شهرت مارا به آفتاب رساند

عجب که مصرعی از پیش کلک او بجهد

چنین که صائب ما مشق انتخاب رساند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام