گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نشاط زنده دلان پایدار می باشد

درین پیاله می بی خمار می باشد

در آفتاب جهانتاب محوگردیدن

نصیب شبنم شب زنده دار می باشد

دل گرفته ز زخم زبان نیندیشد

گشادآبله درخارزار می باشد

ز درد وداغ ندارندعاشقان سیری

زمین سوخته عاشق شرار می باشد

حذر زآه جگرسوز بینوایان کن

که تیغ خشک لبان آبدار می باشد

ز بخت تیره دل سخت نرم می گردد

که شمع در دل شب اشکبار می باشد

نتیجه دل سخت است تنگ خلقیها

پلنگ خشم درین کوهسار می باشد

ز مکر نفس بیندیش در کهنسالی

که زهردربن دندان مار می باشد

چو عیسی آن که کند نفس را عنانداری

به دوش چرخ سبکرو سوار می باشد

چگونه سرو نباشد خجل ز دعوی خویش

که برگ بر دل آزاده بار می باشد

ز پرده حسن همان فیض خویش می بخشد

نقاب چهره عنبر بهار می باشد

بساز با دل پرخون درین جهان صائب

که نافه را نفس مشکبار می باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام