گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد

سفر چو قطره به دریا نمی تواند کرد

ز بس که منفعل از کرده های خویشتن است

فلک نگاه به بالا نمی تواند کرد

کسی که سیر پریخانه قناعت کرد

نظر به شاهد دنیا نمی تواند کرد

کسی که در دل ما جای خویش وا نکند

دگر به هیچ دلی جا نمی تواند کرد

چنان ز ناله بلبل فضای باغ پرست

که غنچه بند قبا وا نمی تواند کرد

به کام هرکه کشیدند شهد خاموشی

لب از حلاوت آن وا نمی تواند کرد

مسیح اگرچه کند زنده مرده را صائب

علاج درد دل ما نمی تواند کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام