گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۷۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟

شمار موجه دریا که می تواند کرد؟

ستاره های فلک را شمردن آسان است

حساب داغ دل ما که می تواند کرد؟

اگر نه سبحه ریگ روان به دست افتد

شمار آبله پا که می تواند کرد؟

خمار من لب میگون یار می شکند

مرا شکفته به صهبا که می تواند کرد؟

توان به دیده خورشید رفت چون شبنم

نظر بر آن رخ زیبا که می تواند کرد؟

نگاه حوصله سوزست و خنده هوش ربا

ترا دلیر تماشا که می تواند کرد؟

مگر ز چشم غزالان سواد برداریم

نظر به نرگس لیلی که می تواند کرد؟

عنان سیر تو چون می به دست خودرایی است

ترا به وعده تقاضا که می تواند کرد؟

اگر به شیشه کند خون من سپهر کبود

میانجی می و مینا که می تواند کرد؟

مگر کرشمه توفیق خضر راه شود

وگرنه توبه ز صهبا که می تواند کرد؟

توان به آتش خورشید آب زد صائب

علاج آتش سودا که می تواند کرد؟

گذاشتیم چمن را به بلبلان صائب

به این گروه مدارا که می تواند کرد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام