گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۶۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد

چو برق بر خس و خاشاک آرزو گذرد

گره ز غنچه پیکان به عطسه بگشاید

اگر نسیم بر آن زلف مشکبو گذرد

ملایمت سپر سیل حادثات بود

شراب شیشه شکن مشکل از کدو گذرد

به سرعتی که کند سیر، ماه در ته ابر

ز پیش چشم من آن آفتاب رو گذرد

کسی که حفظ کند آبروی غیرت را

تمام مدت عمرش به یک وضو گذرد

سیاهروی بود پیش اهل حال کسی

که همچو خامه مدارش به گفتگو گذرد

به آفتاب جهانتاب می رسد صائب

سبکروی که چو شبنم ز رنگ و بو گذرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام