گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عذار نوخط دلدار دیدنی دارد

گلی که می رود از دست چیدنی دارد

اگر چه خشک شد از خط عقیق سیرابش

به بوی می لب ساغر مکیدنی دارد

دهان تنگدل او به هیچ می رنجد

وگرنه آن لب میگون گزیدنی دارد

هنوز گل ز رخش دسته می توان بستن

هنوز سبزه خطش چریدنی دارد

هنوز سیب ذقن رنگ را نباخته است

هنوز میوه این باغ چیدنی دارد

هنوز نرگس فتان او جنون فرماست

هنوز کوچه زلفش دویدنی دارد

ز خط گزیده شد آن شکرین دهان و بجاست

لبی که خیر ندارد گزیدنی دارد

ترا دماغ پریشان شود ز نکهت گل

وگرنه ناله صائب شنیدنی دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام