گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۹۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سخن ز لعل لبت آبدار می گردد

ز روی گرم تو شبنم شراب می گردد

اگر به آب رسانم بنای میکده را

همان سرم چو حباب از خمار می گردد

خراب صاف ضمیران کنج میکده ام

ز دود آینه شان بی غبار می گردد

چگونه خراب تواند فکند بستر ناز؟

درون پرده چشمی که خار می گردد

که کرد شعله گستاخ را به چوب، ادب؟

عبث مودب منصور، دار می گردد

گهر که چشم و چراغ دکان امکان است

به نیم ناز خریدار، خوار می گردد

ز بس که پاک سرشت اوفتاده ام صائب

گهر ز پاکی من شرمسار می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام