گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند

بیقراری به من و خواب به مخمل دادند

چون سر از کوچه زنجیر نیارم بیرون؟

که عنانم به کف زلف مسلسل دادند

چشم هرسوی مگردان که درین تنگ بساط

خواب آسودگیی بود، به مخمل دادند

مژده آمدنت سنگ به محفل برساند

برگ برگ چمن آیینه به صیقل دادند

شکر این تلخ نگاهان به چه عنوان گویم؟

که به من شهد ز پیمانه حنظل دادند

تن به مالش ده و از دردسر آزاد نشین

لوح تعلیم به دست تو ز صندل دادند

موسم عالم آب است برون آ صائب

سبزه ها بوسه به کنج لب جدول دادند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام