گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۸۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را

که چو یعقوب درین کار نظر می بازد

نیست امروز نظر بازی صائب با اشک

عمرها رفت که با گریه نظر می بازد

چه عجب دل اگر از شوق جگر می بازد؟

نقد جان را به سر شعله شرر می بازد

پیش ما سوخته جانان که نظر می بازیم

حرف پروانه مگویید که پر می بازد

پاس گفتار نگهبان حیات ابدست

شمع از تیز زبانی است که سر می بازد

چون ز فرهاد نگیرم سند جان سختی؟

من که از تاب غمم کوه کمر می بازد

نتوان همچو خضر آب به تنهایی خورد

تشنه ما به لب بحر جگر می بازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام