گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر درد مرا زان بی مروت چاره می آید

نه آخر چشمه هم بیرون زسنگ خاره می آید؟

کلیدی نیست غیر از سخت رویی قفل مطلب را

به آهن این شرر بیرون زسنگ خاره می آید

کدامین خانه پردازست در جانم نمی دانم

که جای اشک از چشمم دل آواره می آید

نمی بیند به دنبال خود از حرص طلب غافل

وگرنه روزی از دنبال روزی خواره می آید

نظر بر چشم شیر انداختن بندد دهانش را

تو گر ثابت قدم باشی چه از سیاره می آید؟

بلا در آستین بسیار دارد گوشه عزلت

که گل از شاخ بیرون با دل صد پاره می آید

نوازش در مقام معذرت کم نیست از ریزش

که گاهی کار شیر از جنبش گهواره می آید

بغیر از بیکسی صائب که می گیرد خبر از من

که از یاران به سر وقت من بیچاره می آید؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام