گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا

سخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجا

سبکروحانه خود را بر دم تیغ شهادت زن

به کوری خرج خواهی کرد تا کی نقدجان اینجا؟

ز بخت سبز بیزارند، حیران گشتگان تو

نمی گیرد به خود عکس چمن آب روان اینجا

به خون عاجزان چرخ سیه دل تشنه تر باشد

سر شبنم کند خورشید تابان بر سنان اینجا

که می آید برون از عهده دریای شکر او؟

چه سازد گر نگردد آب، شمشیر زبان اینجا؟

ز صحرای تعلق چون کسی سالم برون آید؟

زمین گیرست از تر دامنی ریگ روان اینجا

به ناکامی سرآور تا به کام دل رسی صائب

نراند هر که کام از خود، نگردد کامران اینجا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام