گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد

گل بی خار در عهد تو خار پیرهنها شد

اگر شام غریبان نسخه از زلف تو بردارد

همه صاحبدلان آواره خواهند از وطنها شد

ندارد راه کثرت در حریم وحدت یوسف

حجاب دیده کوتاه بینان پیرهنها شد

دل بی آرزو را دامن پاک از هوا گیرد

زروشن گوهری گستاخ شبنم در چمنها شد

قدم بیرون منه تا ممکن است از گوشه عزلت

که عمر شمع صرف اشک و آه از انجمنها شد

گوارا باد صحبتها به نقد وقت نشناسان

که ما را کنج عزلت خوشتر از کنج دهنها شد

چو دام زیر خاک آید به چشم خلق هر سطری

زبس گرد کسادی پرده روی سخنها شد

ز زهر تلخکامی سبز شد بال و پرم صائب

که چون طوطی مرا گفتار نقل انجمنها شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام