گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟

که خون چون نافه ام از خرقه پشمینه می بارد

بود یک شمه از ناسازی گردون به میخواران

که ابر بی مروت در شب آدینه می بارد

به شیران طعمه از پهلوی خود گردون دهد، اما

اگر گاوی دهن را وا کند لوزینه می بارد

چراغ مهر از تردستی شبنم نمی میرد

عبث ابرتر مژگان به داغ سینه می بارد

اگر لب تشنه فیضی اثر بگذار در عالم

که بر خاک سکندر نور از آیینه می بارد

زرشک طبع گوهربار صائب بس که تب دارد

گهر همچون عرق از چهره گنجینه می بارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام