گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حق طلب آسوده در دنیای باطل کی شود؟

سنگ راه سیل بی زنهار منزل کی شود؟

ذکر از جسم گرانجان می کند دل را خلاص

دانه غافل از بهاران در ته گل کی شود؟

می شود اشک سحرخیزان برومند از اثر

در زمین پاک، ضایع تخم قابل کی شود؟

شد یکی صد از طواف کعبه بی آرامیم

شوق مجنون ساکن از لیلی به محمل کی شود؟

پاکدامانی کلید قفلهای بسته است

ماه کنعان را در و دیوار حایل کی شود؟

حرف و صوت از دل نیارد ریشه غم را برون

زردی رخسار زر از سکته زایل کی شود؟

چون گره در موفتد واکردن او مشکل است

دل رها از قید آن مشکین سلاسل کی شود؟

سختی ره می شود سنگ فسان سیلاب را

از ملامت رهنورد شوق کاهل کی شود؟

باده نتوانست زنگار از دل مینا زدود

تلخی هجران به شهد وصل از دل کی شود؟

می شود از کاوش بسیار آب چشمه بیش

چشمه انعام خشک از جوش سایل کی شود؟

قسمت روشندل از هنگامه دنیاست غم

اشک و آه شمع صائب کم به محفل کی شود؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام