گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۴۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند

مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند

ای دل بیدرد، چندین درد را صاحب مشو

لاله داغ خویش را بر سینه قسمت می کند

در گلستانی که جولانگاه سرو همت است

شبنمی تسخیر خورشید قیامت می کند

نیستی طاوس، در قید خودآرایی مباش

کعبه با یک جامه در سالی قناعت می کند

شیوه اهل محبت نیست دل برداشتن

در فلاخن سنگ ما قصد اقامت می کند

صائب از قید تعلق فرد شو آسوده باش

باغ چون بی برگ شد خواب فراغت می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سحر نوشته:

سیرچشمی یعنی استغنا و بی نیازی مطلق جز از خالق هستی. این مصراع صائب گرامی « سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند» را قرن ها قبل انوری گرامی این طور بیان داشته است: «چندان که مروت است در دادن#در ناستدن هزار چندان است». شهادت امام جواد نازنین که مظهر سخاوت و جود و استغنا بودند بر همه تسلیت باد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام