گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند

نه فلک را پرده دار اخگر ما کرده اند

پرده خواب است چون پروانه ما را سوختن

بستر ما را هم از خاکستر ما کرده اند

بحر لنگردار ما را نیست پروای حباب

این سبک مغزان عبث سردرسر ما کرده اند

نیست بر ما بار بیقدری که در مهد صدف

چون گهر گرد یتیمی بستر ما کرده اند

باده های صاف را پیشینیان پیموده اند

درد این نه شیشه را در ساغر ما کرده اند

چشم ما از شسته رویان موج کوثر می زند

سر برون این حوریان از منظر ما کرده اند

قطره ایم اما نمی آریم پای کم زبحر

شیشه ها قالب تهی از ساغر ما کرده اند

می دهد سد سکندر کوچه پیش تیغ ما

پیچ و تاب عشق را تا جوهر ما کرده اند

عندلیبانی کز ایشان باغ پرآوازه است

سر برون از بیضه در زیر پر ما کرده اند

بر زمین ناید زشادی پای ما چون گردباد

تا لباس خاکساری در بر ما کرده اند

نیست آه غمزدا در سینه صدچاک ما

مد احسان را برون از دفتر ما کرده اند

از سبک جولانی عمرست خواب ما گران

بادبان دیگران را لنگر ما کرده اند

عالم روشن سیه صائب به چشم ما شده است

تا زلال زندگی در ساغر ما کرده اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام