گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۴۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زلف چون قلاب او آب از دل آهن کشد

ریشه جوهر برون زآیینه روشن کشد

می برد در روز روشن ره به آن تنگ دهن

در شب تاریک هر کس رشته در سوزن کشد

از نظربازان مشو غافل که هر روز آفتاب

با کمال سرفرازی سر به هر روزن کشد

خانه زنبور شد از گردن افرازی هدف

این سزای آن که در این خاکدان گردن کشد

خون من خواهد گرفتن در قیامت دامنش

گر در ایام حیات از دست من دامن کشد

نیست صائب گوشه ای از گوشه دل امن تر

وقت آن کس خوش که رخت خود به این مأمن کشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام